سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
117
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
صرف فعل ماضى از باب تفعّل / تعهّد / بذمّه گرفت يكمرد غائب در زمان گذشته مذكر غائب / تعهّدا / بذمّه گرفتند دو مرد غائب در زمان گذشته / تعهّدوا / بذمّه گرفتند مردان غائب در زمان گذشته / تعهّدت / بذمّه گرفت يكزن غائب در زمان گذشته مؤنث غائب / تعهّدتا / بذمّه گرفتند دو زن غائب در زمان گذشته / تعهّدن / بذمّه گرفتند زنان غائب در زمان گذشته / تعهّدت / بذمّه گرفتى تو يكمرد حاضر در زمان گذشته مذكر حاضر / تعهّدتما / بذمّه گرفتيد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته تعهّدتم / بذمّه گرفتيد شما مردان حاضر در زمان گذشته / تعهّدت / بذمّه گرفتى تو يكزن حاضر در زمان گذشته مؤنث حاضر / تعهّدتما / بذمّه گرفتيد شما دو زن حاضر در زمان گذشته / تعهّدتنّ / بذمّه گرفتيد شما زنان حاضر در زمان گذشته متكلم وحده / تعهّدت / بذمّه گرفتم من در زمان گذشته متكلم مع الغير / تعهّدنا / بذمّه گرفتيم ما در زمان گذشته صرف فعل مضارع از باب تفعّل / يتعهّد / بذمّه ميگيرد يكمرد غائب در زمان حال يا آينده مذكر غائب / يتعهّدان / بذمّه ميگيرند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده / يتعهّدون / بذمّه ميگيرند مردان غائب در زمان حال يا آينده / تتعهّد / بذمّه ميگيرد يكزن غائب در زمان حال يا آينده مؤنث غائب / تتعهّدان / بذمّه ميگيرند دو زن غائب در زمان حال يا آينده